شیرزنان- ترجمه/ مرجان نمازی: اگر یک زن ورزشکار یا یک تیم ورزشی زنان میتواند مربی مرد داشته باشد، پس چه چیز در این دنیای رنگارنگ که دیگر هیچ چیز در آن عجیب به نظر نمیرسد باعث میشود که فعالیت یک زن به عنوان مربی یک مرد ورزشکار یا یک تیم ورزشی مردان غیرعادی و نامتناسب جلوه کند؟

از جمله دلایلی که میتوان در موافقت با مربیگری زنان در تیمهای ورزشی مردان و تأثیر مثبت آن ذکر کرد و تقریباً همه آنها با تأیید عموم مردم همراه است، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. زنان معمولاً صبور هستند و تنها در مواقع ضروری و حاد، کنترل اعصاب خود را از دست میدهند. میتوان حدس زد که با وجود آنها به عنوان رهبر و مربی تیم، تعداد کارتهای زرد و قرمز و نیز درگیریهای بین تیمهای رقیب به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
2. زنان معمولاً مدیران شایستهای هستند؛ پس تیم ورزشی خود را میتوانند بهتر مدیریت و هدایت کنند.
3. زنان معمولاً عملگراتر هستند و گویی به طور ذاتی و غریزی میدانند که چطور میتوان کاری را صورت داد.
4. زنان معمولاً از استعداد زیادی در ایجاد انگیزه و تشویق افراد برخوردارند؛ به همین دلیل آنها بهخوبی میتوانند یک بازیکن شکست خورده و بیانگیزه را سر شوق آورده و تشویق کنند.
5. زنان معمولاً مربیان خوبی در زندگی روزانه خود هستند و در نقشهای آموزشی و تربیتی خوب ظاهر میشوند؛ پس آنها میتوانند تواناییهای بالقوه یک بازیکن تازهوارد را کشف کرده و به عرصه عمل برسانند.
6. زنان معمولاً شنوندههای خوبی هستند و از قدرت درک بالایی برخوردارند که میتواند آنها را در رفع مشکلات اعضای تیمشان کمک کند.
7. زنان معمولاً از قدرت تحمیلگری بالایی برخوردارند و میتوانند آن دسته از اعضای تیم خود را که نیاز به هُل دادن دارند، بهخوبی هدایت کنند.
8. مردها معمولاً برای جلب توجه و تحت تأثیر قرار دادن زنان، با هم رقابت دارند. پس همین امر میتواند در بالا بردن تلاش آنها و عملکرد بهترشان کمک کند.
9. مردها معمولاً برای اثبات خودشان یا مسئلهای به یک زن یا زنان، خود را به آب و آتش میزنند؛ پس میتوان انتظار داشت در صورت اینکه مربی تیم آنها یک زن باشد، آنها بهتر عمل کنند.
نبایدها
در مقابل، می توان دلایلی را در مخالفت با مربیگری زنان در تیمهای ورزشی مردان عنوان کرد که آنها نیز برخاسته از تجربهها و برخوردهای روزانه ما هستند و میتوانند در روند کار این زنان اخلال ایجاد کنند. این دلایل عبارتند از:
1. مردان معمولاً در ناخودآگاه خود مشکلاتی دارند که در طول سالهای رشد و تربیت در محیط شکل گرفتهاند؛ یکی از آنها این است که مردان معمولاً از اینکه زیر نظر و مدیریت یک زن فعالیت داشته باشند، متنفرند و به همین دلیل سعی میکنند با کمکاری و عدم توجه به راهنماییهای مربی زن خود، به نوعی این انزجار را نشان دهند؛ حتی اگر این رفتار به ضررشان تمام شود.
2. ممکن است رقابت زیاد برای جلب توجه و رضایت مربی زن، سبب از بین رفتن روحیه تیمی در بین مردان ورزشکار و نیز افزایش اصطکاک و برخورد در بین اعضای تیم آنها شود.
3. گاهی حضور یک زن مربی، بنا به دلایلی روشن باعث حواسپرتی مردهای عضو تیم میشود.
4. زنان معمولاً در کنترل ازدحام جمعیت و سر و صدا و بههمریختگی اوضاع، که در ورزش مردان به وفور یافت میشود، مشکل پیدا میکنند و همین مسئله، بر مدیریت آنها اثر سوء دارد.
با این حال ما زنانی را داشتهایم که مربیگری مردان ورزشکار را بهعهده داشته و عالی کار کردهاند. ترزا فیلیپس نخستین زنی است که مربیگری یک تیم بسکتبال مردان که در سطح مسابقات بین کالجهای امریکا مطرح بود را عهدهدار شد. او مدیر برنامههای ورزشی دانشگاه تنسی و نیز مربی اسبق تیمهای ورزشی زنان بود که با محرومیت مربی مرد تیم بسکتبال مردان، رهبری و مربیگری این تیم را برای یک رقابت در سال 2003 بهعهده گرفت و نام خود را در کتاب رکوردها به ثبت رساند. از آن پس تعداد مربیان زن در تیمهای مردان به تدریج افزایش یافت اما تنها به عنوان استثنائات.
پت سامیت، ویویان استرینگر و برندا فرس مربیانی هستند که مطمئناً اگر در قالب مربیگری تیمهای مردان، از مردهای همکار خود بهتر عمل نکنند، ضعیفتر نخواهند بود. هیچ رشته ورزشی و هیچ قلمرویی نباید از حضور زنان، نیمی از جمعیت جهان خالی باشد. زنان حق دارند که در تمام عرصههای ورزشی، حتی در ورزش مردان، به عنوان مربی حاضر شوند و یکی دیگر از تابوهای تاریخ و نیز قلمروهای حاکمیت مطلق مردان را به چالش بگیرند.
منبع: بلچر ریپورت
12 بهمن 1387
ورزش : عمومی